۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

سر نوشت رهبران جهان بعد از سال 1998

با دورود به چند خواننده عزیزی که اگه مطالب منو دنبال می کنند من از سال 1977 ویا 1356 دستی در اتش کثیف سیاست دارم انهم مثل بقیه نخواسته و بصورت یک وسیله که انها ما را پله کان خود کرده وبه بالای قله قدرت برسند بعد از اینکه به بالا رسیدند و ان حس جاه طلبی و غرور باعث شد کاری که تمام سیاست مداران قبل هم کرده بودند اینها هم ان راه را پیشه کنند یعنی پله کان های را که با انها بالا رفتند بشکنند که کس دیگری بالا نیایدو انها راهم طوری شکستند که به هیچ عنوان قابل استفاده نباشد حال سئوالی پیش می اید که شما .... بله از هر چند 10 یا چند 100 یکی ان هم اگر خدا بخواهد به دلایلی از این قضیه گریز می کند با نوشتن این مطالب خواستم بگویم که مطالبی را که می نویسم بر پایه تجربیات خود به شما می رسد نه وهم و خیال.. و چرا به این ارزانی یک چیزی را که بدست اوردن به این سختی و حتا با جنایت و خونریزی حاضر به وا گذاری نمی شوند بدین صورت که کسانی که در هرم قدرت قرار می گیرند قبل و یا بعد از به قدرت رسیدن اسناد های از اینها تهیه می کنند که این اسناد ها یا بقول امروزیها سوتی ها ی که این ها می دهند و انها به صورت اسناد ثبت می کنند خیلی گران و خیلی با بهاست قضیه بردگی از اینجا شروع می شود از این به بعد انهای که پشت پرده و بازیگران اینها هستند خواسته هایشان را بر اینها تحمیل می کنند و هر ماری را که بخواهند با دست مبارک اینها شکار می کنند و تا جایی الوده می شوند که دیگر راه بر گشتی نیست مثل مبارک معمر قذافی یا ملک عبدالله در صورتی که باز تا سال 1998 چنین قانونی نبود که کسانی که در راس قدرت هستند باید جواب گوی اعمال و کرده های خودبعد از کنار رفتن باشند نمونه ان شاه مخلوع سابق بود که با تمام کرده ها و خطاهایش رفت فقط به اربابان خود قبل رفتن دهن کجی کرده بود به ان خاطر فقط در کشور های امریکا و اروپا راه ندادند در صورتی که تمام ثروتی که از این ملت پا برهنه برده بود نیش جان فرزندانش شد حال اگر شاه بعد 1998 کشور را ترک می کرد شامل این قانون می شد که در ان سال قانونی در سازمان ملل تسویب شد که هیچ زمامداری که حتا یک سال قدرت را در کشوری به عهده داشته نمی تواند از کشور خارج شود در صورت فرار کشورهای امضا کننده این معاهده وظیفه دارند که شخص فراری را به کشور خود تحویل دهند و یا از طریق پلیس اینترپل تحت تعقیب قرار می گیرد خلاصه در هر صورت ممکن کم یا زیاد باید به مردم ان کشور جواب گوی سالهای اداره کشور را باشد اولین کسی هم که شامل این قانون شد پینوشه رهبر شیلی بود که در انگلستان برای درمان رفته بود دستگیر و به کشور خود بر گردانده شد و یا صدام در صورتی که تمام کشور ها قول دادند کشور را ترک کند و به هر جا که میخواهد برود با اگاهی از این قانون می دانست که بلا خره باید بر گردد و محاکمه شود نخواست طولانی شود ماند و به سرنوشت خود رضایت داد ویا معمر قذافی که گفته می مانم تا کشته شوم چون ایشان هم بر این سر نوشت خود دیر یا زود باید سر تسلیم فرود اورد حال به یک موضوع دیگری اشاره می کنم و ان اینکه با علم و اگاهی به این مسائل انسان تمام تلاشش برای ایند و خوشبختی فرزندانش است در صورتی که در این دوره ارطباتات فرزندان و خانواده این ها در هیچ مقطع زمانی و در هیچ نقطه ای از دنیا دیگر روی ارامش را نخواهند دید بد تر از این در هر جامعه که زندگی می کنند با مهر ننگی که بر پیشانیشان خواهد خورد یا باید خود را از این زندگی خود را رها کنند و یا من راه کار دیگری نمی دانم پس با این تفاسیر این طرف صورت مسئله هم هست که در هر مقطع ای از زندگی انسان می تواند با یک حرکت مثل حرکت شطرنج هم خود هم ایند بچه های خود را دو باره با سر بلندی به جامعه بر گرداند چرا اری یا نه چرا مثبت یا منفی اینجاییش را نمی دانم اگر نه نه نه نه نه نه نه چرا چرا چرا چرا چرا چرا چرا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر